تغییر چهره سینماها با پایان نمایش «صددام» و «زیبا صدایم کن» | عطاران و حیایی رفتند، گوزن‌های اتوبان آمدند

تغییر چهره سینماها با پایان نمایش «صددام» و «زیبا صدایم کن» | عطاران و حیایی رفتند، گوزن‌های اتوبان آمدند

طرح از :شبنم رضوانی

با اضافه شدن دو فیلم «گوزن‌های اتوبان» و «لاک‌پشت» به فهرست فیلم‌های روی پرده سینما، دو فیلم «صددام» و «زیبا صدایم کن» پس از چهار ماه از گردونه اکران خارج خواهند شد. اکران «صددام» به کارگردانی پدرام پورامیری درحالی به پایان می‌رسد که درحال حاضر چهارمین فیلم پرفروش سال 1404 است.

به گزارش فیلم‌نیوز، «صددام» به کارگردانی پدرام پورامیری، اولین‌بار در جشنواره فجر چهل‌وسوم به نمایش درآمد و با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد. این فیلم با بازی رضا عطاران، پری‌ناز ایزدیار، آزاده صمدی، عباس جمشیدی‌فر و … 17 اردیبهشت اکران شد و در مدت چهار ماه، یک میلیون و 700 هزار تماشاگر را به سینماها آورد. فروش کل این فیلم در طول این چهار ماه، 134 میلیارد تومان بود. «صددام» تا مدت‌ها سومین فیلم پرفروش سال 1404 به حساب می‌آمد تا اینکه «مرد عینکی» جای آن را در جدول فروش سالانه اشغال کرد.

«زیبا صدایم کن» به کارگردانی رسول صدرعاملی با بازی امین حیایی، ژولیت رضاعی، مهران غفوریان و ستاره پسیانی، در جشنواره چهل‌وسوم فیلم فجر با استقبال زیادی روبه‌رو شد. این فیلم اثری اقتباسی براساس رمانی از فرهاد حسن‌زاده است و آرش صادق‌بیگی، میلاد و محمدرضا صدرعاملی فیلمنامه آن را نوشته‌اند. این اثر صدرعاملی در جشنواره سال گذشته برنده بهترین فیلم شد و در ده رشته نامزد دریافت سیمرغ بود. خیلی‌ها معتقد بودند سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد باید به امین حیایی به این فیلم می‌رسیده است. «زیبا صدایم کن» با وجود استقبال در جشنواره فجر، در اکران چندان موفق نبود. 17 اردیبهشت روی پرده رفت و در این چهار ماه، حدود 16 میلیارد تومان فروخت. 190 هزار نفر هم برای تماشای آن به سینماها رفتند.

با پایان اکران فیلم «صددام» از امروز چهارشنبه 26 شهریو فیلم «گوزن‌های اتوبان» ساخته ابوالفضل صفاری راهی پرده سینماها شد. در این فیلم الناز شاکردوست، نود پورفرج، صدف اسپهبدی، پیمان قاسم‌خانی و… بازی می‌کنند. این فیلم در جشنواره فجر یکی از رکورددان کسب سیمرغ بلورین در رشته‌های مختلف بود.

در لینک‌سازی، بک لینک هرمی روشی است که می‌تواند سرعت رشد سایت شما را افزایش دهد. با استفاده از

از چهارشنبه هفته آینده یعنی سوم مهرماه هم قرار است فیلم «لاک‌پشت» به کارگردانی بهمن کامیار بعد از دوسال توقیف راهی اران شود. در این فیلم فرهاد اصلانی، نارنین بیاتی ، نازنین کریمی و صابر ابر به ایفای نقش پرداخته‌اند.

پست های مشابه :

یک رسانه رسمی اعلام کرد؛ تصمیم جدید ابراهیم حاتمی‌کیا برای سریال «موسی کلیم‌الله(ع)» | نسخه سینمایی را فراموش کنید؛ از اول می‌سازیمش

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

دلنوشته‌ای که بازیگر نقش «زری» در سریال «سووشون» برای این کاراکتر نوشت | بهنوش طباطبایی : زری نماد مام وطن است که به سوگ فرزندانش نشسته

دلنوشته‌ای که بازیگر نقش «زری» در سریال «سووشون» برای این کاراکتر نوشت | بهنوش طباطبایی : زری نماد مام وطن است که به سوگ فرزندانش نشسته

طرح از :شبنم رضوانی

بهنوش طباطبایی در دلنوشته‌ای که برای نقش زری در سریال «سووشون» نوشته از این کاراکتر به عنوان «مام وطن» یاد کرده که که فرزندانش به تیر ناحق کشته می‌شوند و همیشه در سوگ فرزندانش «سووشون» دارد.

به گزارش فیلم‌نیوز ، در قسمت نهم سریال «سووشون» ، زری مجبور می‌شود کره اسب پسرش خسرو را بر حسب قولی که خان کاکا به ارباب داده به دختر او هبه کند و برای توجیه این کار نیز مجبور به بافتن دورغی برای فرزندش شود. او پیش از این هم مجبور شده بود تا گوشواره‌های زمردی‌اش که یادگار مادر یوسف بود را هم به عروس خان ببخشد.

بهنوش طباطبایی بازیگر نقش زری برای این کاراکتر که اینطور مورد چپاول قرار گرفته دلنوشته‌ای در صفحه شخصی‌اش نوشته. در مطلع این یادداشت آمده :«زری چهره‌ای جز این ندارد که آرامش خانه‌اش، شهر زیبای کوچکش را، با چنگ و دندان ححفظ کند حتی اگر به ترسو بودن متهم شود یا مجبور باشد چشم بر دزدی محترمانه گوشواره‌های زمردش ببندد و یا با دورغی مصلحتی اسب پسرکش را به دختر نازپروده حاکم هبه کند.»

او در ادامه از زری به عنوان «مام وطن» یاد کرده و ادامه داده :«زری نماد مام وطن است، وطنی که فرزندانش به تیر ناحق کشته می‌شوندو همیشه در سوگ فرزندانش«سووشون» دارد.»

طباطبایی دلنوشته خود را اینطور با این بند به پایان رسانده است :«ضارب خود را در هزارتوی تاریکی پنهان می‌کند، به قول زری که شعری از میدلتون را باز می‌خواند :تاریک، تاریک در گرماگرم درخشش نیم‌روز»

برای کسانی که می‌خواهند جایگاه سایت خود را در موتورهای جستجو تقویت کنند، خرید بک لینک معتبر بسیار اهمیت دارد. بک لینک‌های معتبر از سایت‌های مرتبط و با کیفیت، باعث افزایش اعتماد موتورهای جستجو و بهبود رتبه سایت می‌شوند. این روش، رشد طبیعی سایت را تضمین کرده و باعث جذب بازدید هدفمند می‌شود. انتخاب درست منابع و رعایت نکات سئو خارجی، موفقیت بلندمدت و پایدار سایت شما را تضمین می‌کند.

است.

سریال «سووشون» اولین حضور بهنوش طباطبایی در شبکه خانگی است. این سریال که اقتباسی است از رمان ماندگار بانو سیمین دانشور به کارگردانی نرگس آبیار تولید شده و جمعه‌ها به شکل اختصاصی از پلتفرم «نماوا» منتشر می‌شود.

پست های مشابه :

نگاهی به نمایش «باغ بی‌آلبالو» با هدایت لیلی رشیدی و محمد عاقبتی که با حضور تعدادی هنرجو نوجوان مورد استقبال قرار گرفته | خونه پر از رنج و سکوته

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

جشنواره «فیلم کوتاه تهران» امسال هم بسته ویژه نابینایان عرضه می‌کند

سینماپرس: انجمن سینمای جوانان ایران در چهل‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران با همراهی مجموعه «سوینا» یک بسته ویژه را برای مخاطبان نابینا تدارک دیده است.

به گزارش سینماپرس ، بسته ویژه نابینایان که در آخرین روز جشنواره (پنجشنبه یکم آبان ۱۴۰۴) نمایش داده می‌شود، مجموعه‌ای از فیلم‌های کوتاه به مخاطبان نابینا عرضه می‌شود تا تجربه‌ای متفاوت و فراگیر از تماشای سینما برایشان فراهم شود.

نخستین بار است که در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، یک سانسِ ۶۰ دقیقه‌ای به مخاطبان نابینا اختصاص می‌یابد.

اگر به دنبال خرید بک لینک دائمی ارزان هستید، باید منابع معتبر و با کیفیت را شناسایی کنید. این نوع بک لینک‌ها باعث رشد طبیعی سایت شما می‌شوند و ارزش طولانی‌مدت دارند.

گروه سوینا با هدف تسهیل استفاده جامعه نابینایان از محصولات فرهنگی و هنری با تمرکز بر ارائه نسخه ویژه از فیلم و سریال از سال ۱۳۹۸ فعالیت خود را آغاز کرده است.

این برنامه در ادامه‌ تجربه‌های موفق پیشین «سوینا» رقم می‌خورد. پیش‌تر نیز در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان چنین بخشی برای این دسته مخاطبان پیش‌بینی شده بود. علاوه بر این سال گذشته نیز در جشنواره فیلم فجر، «سوینا» در قالب بخش «مخاطبان خاص»، چند فیلم را برای این قشر جامعه آماده و ارائه کرده بود.

انجمن سینمای جوانان ایران با این رویکرد تلاش دارد تا با گسترش دسترسی و توجه به مخاطبان ویژه، امکان تجربه‌ سینما را برای همه‌ علاقه‌مندان، فارغ از محدودیت‌های جسمی، فراهم آورد.

چهل ‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران با رویکرد «خِردمحوری و اندیشه‌ورزی» و به دبیری بهروز شعیبی از ۲۷ مهر تا ۲ آبان‌ ۱۴۰۴ در پردیس سینمایی ایران‌مال تهران برگزار خواهد شد.

بعد از پنج سال هنوز مطمئن نیستم که ساخت فیلم درباره «دکتر فاطمی» تصمیم درستی بوده یا نه!

سینماپرس: در نشست نقد و بررسی فیلم مستند سینمایی فاطمی مطرح شد که هرچند ملی‌شدن صنعت نفت به دست محمد مصدق انجام شد اما واقعیت است که موتور محرک چنین تصمیاتی بر عهده دکتر فاطمی بوده است.

به گزارش سینماپرس ، نشست نقد و بررسی فیلم مستند سینمایی «فاطمی» به کارگردانی امیرحسین سیاح و فرشاد عسگری کیا با حضور امیرحسین سیاح یکی از کارگردان‌های فیلم، منتقد مهمان شاهین طاهر، شامگاه یکشنبه ۲۳ شهریورماه توسط گروه سینمایی هنر و تجربه در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

امیرحسین سیاح در مورد جذابیت پروژه و شروع به کار آن گفت: برای ما جای افسوس داشت که دکتر فاطمی برای بسیاری به‌ویژه برای نسل جوان ناشناخته مانده‌اند. ما حدود ۱۰۰ مصاحبه در میدان فاطمی تهران با مردم انجام دادیم و نتیجه این بود که تنها دو یا سه درصد، حتی نام ایشان را شنیده بودند و شاید یک نفر می‌دانست که دکتر فاطمی وزیر امور خارجه دکتر مصدق بوده است. درحالی‌که همان‌طور که در فیلم نیز اشاره می‌شود دکتر فاطمی واقعاً خدماتی برای ایران رقم زدند که شایسته ستایش است. ما وظیفه خود دانستیم که دررابطه‌با ایشان فیلمی بسازیم تا حداقل نسل جوان بداند چه کسانی در این سرزمین فداکاری کرده‌اند، تا پای جان ایستاده‌اند، و تا لحظه آخر نه کوتاه آمده‌اند و نه از مسیر خود بازگشته‌اند. این، دلیل اصلی ساخت این فیلم بود.

وی ادامه داد: ساخت این فیلم حدود پنج سال طول کشید و دلیل اصلی آن، تلاش برای برقراری ارتباط با نسل امروز بود که کار دشواری است. برای مثال، قراردادن جوانان پای یک مستند پرتره تاریخی دشوار است. تمام طراحی‌ها قبل از فیلم‌برداری انجام شد؛ از بخش‌های سیاه‌بازی، دیوارنوشته‌ها و ترانه‌های مختص فیلم، همه بادقت برنامه‌ریزی شد و در طول فیلم‌برداری، این طراحی تقریباً بدون تغییر باقی ماند و دقیقاً مطابق برنامه پیش رفت.

وی با تشکر از گروه سینمایی هنرو تجربه برای ایجاد فضایی برای اکران این فیلم گفت: بعد از پنج سال، هنوز مطمئن نیستم که ساخت فیلم درباره دکتر فاطمی تصمیم درستی بوده یا نه زیرا با اینکه قشری از جامعه آن را مورد استقبال قرار دادند، از سوی برخی ارگان‌ها برخوردی شبیه با یک فرد غیرایرانی یا کسی که کار بدی انجام داده، مشاهده شد. حتی تقاضای تبلیغات و بیلبورد نیز از سوی دستگاه‌های مختلف بی‌جواب باقی ماند. هیچ نهادی حمایتی از ما نکرد و هیچ شبکه تلویزیونی تیزر فیلم را پخش نکرد.

وی ادامه داد: کسانی که اهل تاریخ هستند می‌دانند که موتور محرک بسیاری از اقدامات آقای مصدق، دکتر فاطمی بوده‌اند؛ از جمله ملی‌شدن نفت و تأسیس جبهه ملی. شناخت من از شخصیت ایشان باعث شد به‌جای ساخت یک فیلم تجاری، این فیلم مستند تاریخی را بسازم؛ هرچند هزار و یک دردسر و گرفتاری برای من ایجاد شد. بااین‌حال، من هنوز معتقدم که فیلم ارزش ساخت داشته است.

شاهین طاهر منتقد سینما و استاد دانشگاه نیز گفت: من گاه‌به‌گاه فیلم‌هایی را که احساس می‌کنم دارای ارزش‌های ویژه هستند، به‌ویژه در حوزه «هنر و تجربه»، موردتوجه قرار می‌دهم. چرا که در سوی دیگر، متأسفانه یا خوشبختانه، ما چیزی به نام «سینما» نمی‌بینیم و بیشتر با «تصاویر متحرک» مواجهیم. اما خوشبختانه همکاران و دوستان ما فیلم‌هایی می‌سازند که حقیقتاً ارزشمند است من شخصاً هر زمان فیلمی ارزشمند می‌بینم، این وظیفه را بر خود لازم می‌دانم که نکاتی درباره آن مطرح کنم

وی در ادامه با اشاره به امکان استفاده از فیلم‌های مستندی مانند «فاطمی» به‌عنوان سندی تاریخی برای کسانی که می‌خواهند با تاریخ سیاسی ایران آشنا شوند گفت: دکتر فاطمی علی‌رغم هرگونه نگاه شخصی نسبت به این شخصیت تاریخی، یا حتی دوران دکتر مصدق و وقایع ۲۸ مرداد، به دلیل ارزش‌های درونی خود و به‌ویژه ساختار روایی بسیار منحصربه‌فرد و خاصی که دارد، اهمیت می‌یابد. این ویژگی روایی که متأسفانه در بسیاری از فیلم‌های مستند و حتی داستانی ما کمتر دیده می‌شود، بستری منحصربه‌فرد و آوانگارد برای این اثر فراهم کرده است. به همین دلیل، فیلم نه‌تنها توانایی برقراری ارتباط با مخاطب قرن بیست و یکمی سینما را دارد، بلکه پیام و محتوای خود را که نگاهی به یک شخصیت بزرگ در تاریخ است، به‌روشنی منتقل می‌کند. این فیلم در حقیقت می‌تواند همچون یک «ورکشاپ» برای سایر مستندسازان مستند و حتی فیلم‌سازان دیگر باشد.

یکی از روش‌های مؤثر برای بهبود رتبه سایت، استفاده از بک لینک ارزان است. بک لینک ارزان از سایت‌های معتبر و مرتبط باعث افزایش اعتماد موتورهای جستجو و تقویت اعتبار دامنه می‌شود. این روش به جذب بازدید هدفمند کمک کرده و رشد طبیعی سایت را تضمین می‌کند. ترکیب بک لینک ارزان با محتوای باکیفیت، جایگاه سایت را در نتایج جستجو تثبیت می‌نماید و موفقیت بلندمدت سایت را تضمین می‌کند.

وی در ادامه ویژگی یگانه این مستند را این‌گونه توصیف کرد: ذات و هدف یک فیلم مستند این است که مخاطب خود را با استناد به فکت‌ها، رویدادها و مسائلی که پیرامون یک فرد یا یک اتفاق شکل‌گرفته، روبه‌رو کند برای‌آنکه فیلم مستند بتواند این مأموریت را به انجام برساند، مهم‌ترین نیاز آن «روایت» است؛ ساختار روایی که مشخص می‌کند فیلم‌ساز چگونه می‌خواهد آن فرد، آن اتفاق یا آن برهه تاریخی را به منِ مخاطب معرفی کند.

وی ادامه داد: ساختار روایی‌ای که فیلم‌ساز برای این اثر انتخاب کرده، یکی از مدرن‌ترین اشکال روایت سینمایی است؛ چیزی که در اصطلاح از آن به‌عنوان «فیلم‌های موزاییکی» یاد می‌شود. کل فیلم همچون مجموعه‌ای از قطعات کوچک موزاییک ساخته شده است که هر یک به‌تنهایی ارزش دارد، اما در کنار یکدیگر کلیتی منسجم و معنادار را شکل می‌دهند

وی ادامه داد: اما ممکن است پرسیده شود که مگر همه فیلم‌ها به همین شکل ساخته نمی‌شوند؟ همه فیلم‌ها در واقع مجموعه‌ای از قطعات کوچک هستند که کنار هم قرار می‌گیرند تا روایتی واحد را شکل دهند. البته این سخن درست است، اما تفاوت در نوع «موزاییک» است که در اینجا به‌کارگرفته‌شده است. قطعات و موزاییک‌هایی که در فیلم «فاطمی» استفاده شده‌اند، اصولاً بر مبنای یک تئوری شکل‌گرفته‌اند؛ تئوری «فراکتال». فراکتال‌ها اشکال هندسی‌ای هستند که می‌توانند مربع، مستطیل یا هر شکل هندسی دیگری باشند و ویژگی مهم آن‌ها این است که قابلیت تکثیر تا بی‌نهایت را دارند، با این تفاوت که همواره همان ویژگی‌های شکل اولیه را حفظ می‌کنند. به بیان دیگر، هر جزء کوچک موزاییک در فیلم «فاطمی»، یکی از همان شکل‌های هندسی فراکتال را بازنمایی می‌کند. یعنی ساختار روایت به‌گونه‌ای طراحی شده که از دل هر جزء کوچک، می‌توان کل ساختار را بازتولید کرد.

شاهین طاهر ادامه داد: فیلم دکتر فاطمی در این مسیر از دو منبع اصلی بهره برده است:

۱. سورس‌های درون‌متنی: فیلم‌ساز تاحدامکان کوشیده است از منابع درونی استفاده کند و بدین ترتیب حتی تا تصویرکردن نفس دکتر فاطمی نیز پیش رفته است. برای نمونه، شاهدانی که در فیلم با آن‌ها مصاحبه می‌شود و افرادی که از زوایای مختلف درباره دکتر فاطمی سخن می‌گویند، در زمره این منابع درونی هستند.

۲. سورس‌های برون‌متنی: منابعی که خارج از متن اصلی فیلم به کار گرفته شده‌اند. از جمله می‌توان به دیوارنوشته‌ها، صحنه‌های بسیار زیبا و دقیق پیش‌پرده‌خوانی اشاره کرد.

وی با اشاره به استفاده از هنر پیش‌پرده‌خوانی در این فیلم گفت: پیش‌پرده‌خوانی که گاه با سیاه‌بازی اشتباه گرفته می‌شود، در حقیقت شیوه‌ای نمایشی بود که در دهه ۱۳۲۰ در تهران (و احتمالاً در برخی شهرستان‌ها) رواج داشت. نویسندگان توانا، نقدهای اجتماعی و سیاسی تند روز را در قالب اشعار ریتمیک و طنزآمیز می‌نوشتند و فردی که فن پیش‌پرده‌خوانی را می‌دانست، آن‌ها را در قالب بحرطویل، پیش از آغاز نمایش یا مراسم، برای مردم اجرا می‌کرد. بدین ترتیب مخاطبان علاوه بر مواجهه با نقدهای تند اجتماعی و سیاسی، لحظات مفرحی را نیز تجربه می‌کردند.

وی ادامه داد: پدیده‌ای که درگذشته به‌عنوان «پیش‌پرده‌خوانی» شناخته می‌شد، شباهت بسیاری به دیوار، فیس‌بوک یا پلتفرم‌های اجتماعی امروز دارد. پیش‌پرده‌خوانی در آن زمان همان کاری را انجام می‌داد که امروز برای مثال توییتر انجام می‌دهد.

طاهر افزود: اصلی‌ترین دستاورد فیلم آن است که همچون سطلی آب سرد که بر سرمان می‌ریزند، ما را متوجه می‌کند که در تاریخ معاصر کشور، شخصیت‌های بزرگی حضور داشته‌اند و اکنون ضرورت دارد اندکی درباره آنان مطالعه کنیم و بیشتر بیندیشیم تا دریابیم کجا هستیم و به کدام سمت حرکت می‌کنیم. البته این مسئله صرفاً مربوط به کشور ما نیست و در دیگر کشورها نیز با چنین امری روبرو هستیم.

ملاقاتی دوباره با 10 شخصیتی که روی پرده نقره‌ای متولد و در حافظه‌مان ماندگار شدند، به بهانه روز ملی سینما| با شما عاشق «سینما» شدیم

ملاقاتی دوباره با 10 شخصیتی که روی پرده نقره‌ای متولد و در حافظه‌مان ماندگار شدند، به بهانه روز ملی سینما| با شما عاشق «سینما» شدیم

طرح از :شبنم رضوانی

محمد صابری | برای خاطره‌بازی با سینما و یادآوری تجربه‌های مشترک‌مان از لذت مواجهه با قهرمانان بر پرده نقره‌ای، چه مناسبتی جذاب‌تر از روزی که به نام «سینمای ایران» در تقویم نشان شده است؟ به همین مناسبت تصمیم به ورق زدن آلبوم خاطرات سینمایی خود گرفتیم و با دشواری، از میان جذاب‌ترین شخصیت‌های جان گرفته در تاریخ سینمای ایران، 10 شخصیت را گلچین کردیم تا دیداری با آن‌ها تازه کنیم؛ شخصیت‌هایی که بیراه نیست اگر بگوییم خیلی از ما را آن‌ها عاشق سینما کرده‌اند.

به گزارش فیلم‌نیوز، روز ملی سینما، برای عاشقان هنر هفتم، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ گویی یک قرار سالانه است که برسر آن توقفی می‌کنیم و با چشم‌پوشی موقت بر چالش‌های امروز و نگرانی‌های آینده، نگاهی به افتخارات گذشته می‌اندازیم تا یادمان نرود چرا دل‌بسته «سینما» شده‌ایم.فیلم‌های تاریخ‌ساز و مهمتر از آن شخصیت‌های جان‌داری که در تمام این سال‌ها از پرده نقره‌ای و سالن تاریک سینما فراتر رفتند و زندگی‌شان در ذهن و جان مخاطبان امتداد پیدا کرده است، بی‌تردید نقش ویژه‌ای در این دلبستگی داشته‌اند. یکی از سخت‌ترین کارها هم گزینش و انتخاب از میان همین بهانه‌های دل‌بستگی است!

در گزارش پیش رو و به بهانه «روز ملی سینما» سراغ بخشی از قهرمانان ماندگار در روایت‌های سینمای ایران رفته‌ایم و با تمرکز بر 10 شخصیت، دیداری با آن‌ها تازه کرده‌ایم.

قیصر | بهروز وثوقی | قیصر | 1348

مسعود کیمیایی که همین روزها در تدارک تازه‌ترین فیلم بلند سینمایی خود است، یکی از شخصیت‌سازترین کارگردانان تاریخ سینمای ایران به‌شمار می‌رود و اتفاقا در ترکیب همین پرونده هم می‌توانستیم سهم بیشتری برای قهرمانان آثارش لحاظ کنیم. در میان آن‌ها اما گویی «قیصر» جایگاهی یگانه دارد. قهرمانی که کیمیایی در دومین تجربه بلند کارگردانی خود به آن جان بخشید و هنوز هم در حافظه سینمادوستان، نفس می‌کشد.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ غیرت و مردانگی اصلی‌ترین ویژگی شخصیت قیصر بود که نه فقط در سال‌های اکران فیلم که تا همین امروز و بعد از قریب به 6 دهه همچنان در ذهن مردم ایران، به‌واسطه همین ویژگی تبدیل به «مثل» و «نماد» شده است. قیصر در مواجهه با خبر مرگ خواهر و برادر، تصمیم به انتقام می‌گیرد و تا پای جان پای تسویه حساب با متجاوزان به حریم خانواده‌اش، می‌جنگد.

سهم بازیگرش چه بود؛ بهروز وثوقی زمانی ردای «قیصر» را به تن کرد که بازیگری پرکار در سینمای دهه 40 بود و به‌واسطه این نقش‌آفرینی توانست تبدیل به ستاره‌ای تمام عیار برای سینمادوستان شود. این تأثیر اما دو جانبه بود و قدرت نقش‌آفرینی وثوقی، شمایلی را به کاراکتر قیصر بخشید که بعد از گذشت 6 دهه هنوز هم بعید است بتوان آن را در قامت بازیگر دیگری متصور شد.

علی خوش‌دست | سعید راد | تنگنا  | 1352

یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های سینمای ایران در سال‌های ابتدایی دهه 50 را امیر نادری کارگردانی کرد. فیلم «تنگنا» که از همان تیتراژ ابتدایی مسیری متفاوت از جریان غالب فیلم‌سازی در آن سال‌ها را در پیش گرفت و ماحصل همین نگاه، خلق شخصیتی فراموش‌نشدنی به نام «علی خوشدست» بود.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ حتما داستان فیلم را فراموش نکرده‌اید؛ همان قرار و قمار دوستانه‌ای که در گوشه‌ای از شهر، به درگیری و قتلی ناخواسته ختم می‌شود و حالا قهرمان اصلی ماجرا باید برای عبور از این بحران چاره‌ای بیندیشد. علی خوشدست، در یک درگیری مرتکب قتلی ناخواسته شده اما نباید اجازه دهد که این آتش، دامن خانواده و عزیزانش را بگیرد و این همان تنگنایی است که قهرمان را به اوج ماندگاری می‌رساند.

سهم بازیگرش چه بود؛ سعید راد که پیش‌تر در «خداحافظ رفیق» همکاری با امیر نادری را تجربه کرده بود، از نگاه این فیلمساز، بهترین گزینه برای جان بخشیدن به علی خوشدست در مقابل دوربین بود. او برای همین تجربه هم موفق به دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در ششمین دوره جشنواره سپاس شد. در نگاه سینمادوستان هم «علی خوشدست» همچنان یکی از درخشان‌ترین تجربه‌های بازیگری در کارنامه زنده‌یاد سعید راد محسوب می‌شود.

ابی| بهروز وثوقی | کندو | 1354

فریدون گله، کارگردان پرکاری نبود اما در همان معدود تجربه‌های به سرانجام رسیده خود، چنان کارنامه‌ای را به جا گذاشته که نمی‌توان در فهرست فیلمسازان تاریخ‌ساز سینمای ایران، نامش را نادیده گرفت. یکی از خاطره‌انگیزترین آثار او هم همین فیلم «کندو» بود که شخصیت «ابی» در دل روایت آن جان گرفت و ماندگار شد.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ همه چیز از یک شرط‌بندی ساده آغاز شد. دو رفیق که پس از سال‌ها تجربه زندان، حالا در دوره آزادی به هم رسیده‌اند، شرطی میان‌شان بسته می‌شود که سرنوشت و احوالات‌شان را دگرگون می‌کند. ابی، رفیق جوان‌تر است و بعد از باخت در بازی ترنا، به حکم آقاحسینی، باید به قهوه‌خانه‌های حدفاصل لاله‌زار تا تجریش برود و غذای مفتی بخورد! همین شرط ساده پای رفقا را باردیگر به زندان باز می‌کند!

سهم بازیگرش چه بود؛ پیش‌تر از جایگاه بهروز وثوقی در سینمای دهه 40 نوشتیم و باید یادآوری کنیم که بخش مهمی از فیلم‌های ماندگار این بازیگر، در اوج شهرت او در دهه 50 به سرانجام رسیده است. وثوقی در نقش ابی در فیلم «کندو» حضوری درخشان و به‌یادماندنی دارد و بی‌شک تأثیر صداپیشگی زنده‌یاد چنگیز جلیلوند به جای او در این نقش را هم نمی‌توان در این ماندگاری، نادیده گرفت.

زینال بندری| جمشید هاشم‌پور | تاراج  | 1363

بنابر نقل فریدون جیرانی، یکی از دلایل ممنوع‌الکار شدن 10 ساله ایرج قادری در دهه 60 توفیق غیرمنتظره همین فیلم «تاراج» در گیشه بود! فیلمی که ایرج قادری امید داشت بعد از حواشی متعدد فیلم «برزخی‌ها»، شرایط فعالیتش در سینمای پس از انقلاب را تسهیل کند اما توفیق فیلم و استقبال مخاطبان از آن، رویای کارگردانش را به باد داد و حالا از غبار همه آن حاشیه‌ها، هنوز این «زینال بندری» است که پرچم فیلم را در حافظه سینمادوستان بالا نگه داشته است.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ زینال بندری یک قاچاقچی سابقه‌دار مواد مخدر بود که وقتی به دام پلیس می‌افتد و هر چند با رشوه خود را نجات می‌دهد اما تکرار این اتفاق او را در معرض یک تصمیم قرار می‌دهد. زینال تصمیم به همکاری با ستوان احمد از نیروهای ارشد مبارزه با مواد مخدر می‌گیرد و این‌بار در برابر هم‌صنفان خود جبهه‌گیری می‌کند. جنس رفاقت زینال با احمد و تکاپویی که برای جبران گذشته خود دارد، او را در سینمای ایران ماندگار کرده است.

سهم بازیگرش چه بود؛ هنوز هم اگر از جوانان سینمادوست، سراغ از زینال بندری را بگیرید، شمایل جمشید هاشم‌پور با سری تراشیده در ذهن‌شان قد علم می‌کند. بازیگری که آن سال‌ها با نام سینمایی «جمشید آریا» یکی از اولین گزینه‌ها برای ایفای نقش قهرمان اول فیلم‌ها به شمار می‌رفت و میزان تأثیری که برگیشه فیلم‌ها داشت چنان بود که هراس از «ستاره شدن»، پرونده او را هم در نگاه مدیران وقت سینمایی، مشمول ممنوع‌الکاری کرد!

نایی‌جان | سوسن تسلیمی | باشو غریبه کوچک | 1364

همین هفته گذشته بود که اختتامیه جشنواره فیلم ونیز و پس از گذشت 40 سال از ساخت «باشو غریبه کوچک» جایزه ویژه بخش فیلم‌های کلاسیک این رویداد به این فیلم ماندگار بهرام بیضایی تعلق گرفت. فیلمی که در زمان تولید قربانی بی‌مهری‌ها و سوءتفاهمات شد و مهر توقیف بر آن خورد اما قدرت سینما فراتر از توقیف است و قهرمانان این فیلم حالا فراتر از مرزهای ایران، مخاطب دارند.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ اصلی‌ترین ویژگی فیلم، نگاه متفاوت بهرام بیضایی به پدیده جنگ، آن هم در سال‌های اوج تهاجم عراق به خاک ایران و دفاع مقدس در برابر آن بود. بیضایی نوجوانی به نام «باشو» را از دل آوار جنگ جنوب، به شمال کشاند تا در مواجهه با زنی مقتدر و استوار به نام «نایی جان»، نگاه متفاوتی نسبت به زندگی پیدا کند. زنی که در غیاب شوهر از حریم خانواده‌اش پاسداری می‌کند و حالا تبدیل به پناهی برای غریبه‌ای کوچک شده است.

سهم بازیگرش چه بود؛ سوسن تسلیمی به پشتوانه سلسله همکاری‌های درخشانی که با بهرام بیضایی داشت، یکی از ستاره‌های بی‌‌بدیل سینمای ایران در دهه 60 بود. بازیگری توانمند که بی‌‌شک باید بخش مهمی از ماندگاری شخصیت «نایی‌جان» در حافظه مخاطب را مرهون هنر بازیگری او دانست. شخصیتی که نفوذ نگاهش تبدیل به نمادی برای تصویر زن در سینمای ایران شده است.

برای افزایش بازدید هدفمند و تقویت سئو خارجی سایت، بک لینک خارجی با اعتبار بالا بسیار مؤثر است. این بک لینک‌ها از سایت‌های مرتبط و معتبر گرفته می‌شوند و باعث دیده شدن صفحات سایت می‌شوند. استفاده از بک لینک خارجی با اعتبار بالا رشد طبیعی سایت را تضمین کرده و اعتماد موتورهای جستجو را افزایش می‌دهد. ترکیب این روش با تولید محتوای ارزشمند، بهترین نتیجه را برای بهبود جایگاه سایت ایجاد می‌کند.

ناخدا خورشید | داریوش ارجمند | ناخدا خورشید | 1365

هنوز هم اگر بخواهیم حسرت‌های مشترک سینمادوستان را فهرست کنیم، احتمالا یکی از سرفصل‌های مشترک در آن کم‌کاری ناصر تقوایی باشد؛ فیلمسازی که جنس متفاوتی از کارگردانی در سینما را به نام خود ثبت کرد اما وسواس‌هایش از یک سو و بی‌مهری‌ها از سوی دیگر باعث شده تا سهمی حداقلی از سبد تولیدات سینمای ایران داشته باشد؛ «ناخدا خورشید» یکی از همین تجربه‌های ماندگار است که قهرمان اصلی‌اش هنوز هم از یادها نرفته است.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ تقوایی این فیلم را با اقتباس از رمان «داشتن و نداشتن» نوشته ارنست همینگوی به تصویر درآورد و اوج موفقیت او در تبدیل متن به تصویر را هم باید خلق شخصیت ناخدا دانست، قهرمانی که هرچند موقعیت دراماتیکش وام‌دار طراحی نویسنده آمریکایی است اما شمایلی کاملا ایرانی در روایت «ناخدا خورشید» به خود گرفته است. یک جنوبی تمام عیار که برای صیانت از داشته‌هایش، تا پای جان، کوتاه نمی‌آید و اهل باج دادن نیست.

سهم بازیگرش چه بود؛ داریوش ارجمند در ایفای نقش «ناخدا خورشید» یکی از قله‌ها را در کارنامه حرفه‌ای خود ثبت کرده است. دقت در جزییات و تلاش برای خلق شخصیتی که پس از قریب به 4 دهه همچنان ردپایش در خاطرات سینمادوستان محو نشده است، کار ویژه‌ای است که باید توفیق در آن را به پای هنر ارجمند نوشت. بازیگری که حتی مدل فندک کشیدن یک دستی برای سیگارش در این نقش، هنوز هم مخاطب را به وجد می‌آورد!

حمید هامون | خسرو شکیبایی | هامون | 1368

فیلم «هامون» و جنس ارتباطی که با چند نسل از سینمادوستان برقرار کرد، آنقدر منحصر به فرد است که مانی حقیقی را وسوسه کرد مستندی به نام «هامون‌بازها» را مقابل دوربین ببرد. مستندی که تماشایش به خوبی نشان می‌دهد فیلم زنده‌یاد داریوش مهرجویی چگونه در جان مخاطب خود نفوذ کرده و سرگشتگی‌های او را در نگاه و زبان شخصیت اصلی خود، به تصویر کشیده است.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ حمید هامون بیش از هر ویژگی دیگری، اسیر پرسش‌های ذهنی خود است و حاصل مواجهه بی‌پرده و مدام او با تردیدهایش او را به سرگشتگی میان مرگ و زندگی رسانده است. هامون به‌واسطه همین ویژگی تبدیل به نمادی از تجربه زیسته در دوران گذار شد و در سال‌های عبور از دهه 60 و ورود به دهه 70 توانست مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. سرگشتگی‌های هامون اما در آن مقطع متوقف نمانده و گویی هنوز هم تاریخ مصرفش به سر نیامده است!

سهم بازیگرش چه بود؛ زنده‌یاد خسرو شکیبایی چنان با جان و دل در قامت «هامون» ایفای نقش کرد که گویی تمام آن سرگشتگی‌ها را در عمق وجود خود هم تجربه کرده بود. لحظه‌های درخشان بازی او چه زمانی که برای صیانت از عشقش برسر قاضی فریاد می‌زند و چه زمان که از استیصال زانوی غم به آغوش می‌کشد و گریه می‌کند، هیچ‌گاه از حافظه سینمادوستان محو نخواهد شد.

سلطان | فریبرز عرب‌نیا | سلطان | 1375

این فیلمی است که هدیه تهرانی را به سینمای ایران هدیه کرد! فیلمی که مسعود کیمیایی در ادامه تجربه‌های ماندگارش برای به تصویر درآوردن جهانی شخصی و سرشار از طعم رفاقت و معرفت، در میانه دهه هفتاد به تولید رسید و خیلی زود قهرمان تک‌افتاده‌اش را تبدیل به شمایلی محبوب برای سینمادوستان کرد.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ هم‌خانه سلطان کیف دختری جوان را سرقت می‌کند. دختر جوان اما تسلیم شرایط نمی‌شود و برای به‌دست آوردن آنچه ناجوانمردانه از او سرقت شده، به تکاپو می‌افتد و اینگونه پایش به حریم سلطان باز می‌شود. قهرمانی فاصله گرفته از جمع و پناه برده به غار تنهایی که حالا با ورود یک دختر به حریمش، گویی قلبش به لرزه می‌افتد و نمی‌تواند همانی که بود و می‌خواست تا همیشه باشد، باقی بماند.

سهم بازیگرش چه بود؛ حضور فریبرز عرب‌نیا در این فیلم آنقدر درخشان بود که تا سال‌ها در میان فیلم‌بازها به نام «سلطان» خطاب می‌شد؛ جوانی زخم‌خورده از روزگار که حالا عشق به سراغش آمده تا او را به مرز عصیان برساند؛ بازی عرب‌نیا در سکانس گریه‌های دردناک سلطان، پشت موتور و در خیابان‌های شهر را مگر می‌توان فراموش کرد؟‌ عشق به سینما، مگر چیزی جز اینگونه شریک شدن در خلوت یک قهرمان است؟

حاج کاظم | پرویز پرستویی | آژانس شیشه‌ای  | 1376

سال 76 و درست چند ماه بعد از رقم خوردن انتخابات دوم خرداد و صعود تاریخی تیم فوتبال ایران به جام‌جهانی، در جشنواره فیلم فجر هم شاهد اتفاقی ویژه بودیم؛ «آژانس شیشه‌ای» را برخی محصول واکنش سینمای ایران به شرایط سیاسی و اجتماعی میانه دهه هفتاد توصیف می‌کنند اما آنچه می‌توان به‌واسطه آن به ابراهیم حاتمی‌کیا دستمریزاد ویژه گفت، جان بخشیدن به «حاج کاظم» است.

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ قهرمان زخم‌خورده حاتمی‌کیا، با کوله‌باری از تجربه و خاطره هم‌زیستی با رزمندگان مدافع وطن، حالا راننده تاکسی ساده‌ای شده است که در شلوغی‌های شهر به دنبال لقمه‌ای نان برای خانواده است؛ ملاقات با یکی از پهلوانان دنیای شخصی این قهرمان، او را دگرگون می‌کند تا باردیگر سر به عصیان بگذارد و برای آنچه به آن باور دارد، شهر را بهم بریزد؛ حاج‌کاظم مولود چنین تحول عمیقی در قلب یک قهرمان است.

سهم بازیگرش چه بود؛ پرویز پرستویی در مصاحبه‌ای گفته بود که در میان تمام نقش‌آفرینی‌های کارنامه‌اش برای سه تجربه ویژه حریف می‌طلبد و معتقد است بازیگر دیگری نمی‌توانست اینگونه که او، به این سه نقش جان ببخشد؛ یکی صادق مشکینی، یکی رضا مارمولک و سومی همین حاج کاظم. ادعای بیراهی هم نیست. نگاه‌های عصیانگر، بیان پرباور و لحن حماسی حاج‌کاظم همه یادگارهایی است که با امضای پرویز پرستویی در آرشیو خاطرات سینمایی‌مان ثبت شده است.

مژده | هدیه تهرانی | چهارشنبه‌سوری | 1384

هنوز شاهکار «درباه الی» خلق نشده بود و «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» ویترین افتخارات سینمای ایران را به مجسمه طلایی اسکار مزین نکرده بودند که اصغر فرهادی «چهارشنبه سوری»‌ را روانه پرده سینما کرد؛ فیلمی با طعم «شک» که بیش از هر چیز قضاوت مخاطب خود را به چالش می‌کشید و در مرور تجربه این چالش، مگر می‌توان نگاه‌های پرسش‌گر «مژده» را از یاد برد؟

از کاراکتر چه به یاد داریم؛ مژده به ظاهر زندگی روتینی با مرتضی دارد. آن‌ها در آستانه سفری مشترک به خارج از کشور هستند و در تکاپوی جمع‌آوری وسایل منزل گویی فرصتی فراهم می‌شود تا شک و تردیدهای خانه کرده در عمق افکار زن، سربرآورده و پررنگ شود. حس زنانه‌‌ای که آتش شک را به جان مژده انداخته، در ابتدا صورت وسواس‌گونه دارد و در نگاه مخاطب مذموم به نظر می‌رسد اما وقتی واقعیت عیان می‌شود، همه چیز رنگی از خشم فروخورده به خود می‌گیرد و این اوج هنر روایت‌گری فرهادی است.

سهم بازیگرش چه بود؛ هوشمندی فرهادی در انتخاب هدیه تهرانی برای ایفای نقش‌ «مژده» را باید ستود؛ یکی از محبوب‌ترین ستاره‌های زن تاریخ سینمای ایران، که سهم ویژه‌ای در ماندگاری این شخصیت در حافظه سینمادوستان ایفا کرد؛ مژده‌ای که قربانی است اما قرار نیست پژمردگی‌اش در مواجهه با یک خیانت را سرنوشت محتومش بدانیم. هدیه تهرانی با ضرباهنگ کلام، نگاه‌های پر از تردید و مهمتر از آن بازی‌های در سکوتش به یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین شخصیت‌های زن سینمای ایران، در مقابل دوربین اصغر فرهادی، جان بخشید.

پست های مشابه :

درباره ریشه دواندن عشق به سینما در زندگی آقای کارگردان به بهانه روز ملی سینما | مسعود کیمیایی: سینما شد عشق اول و آخرم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت